"مثل اينكه در باب تهاجم فرهنگى ما يك روزى گفتيم دارد تهاجم فرهنگى انجام مى گيرد. اين صحبتِ دوازده، سيزده سال قبل است. اگر از من مى خواستند كه تهاجم فرهنگى را نشان بدهم، من كه با چشم خودم كأنّه دارم تهاجم فرهنگى را مى بينم، مى توانستم موارد را نشان بدهم. در چندين سخنرانى نشان هم دادم؛ اما بعضيها شروع كردند به انكار تهاجم فرهنگى! و گفتند: نه آقا، چنين چيزى وجود ندارد! بنده به ياد بنى صدر افتادم. در اول جنگ تحميلى عراق، دلسوزهاى محلى مى آمدند و مى گفتند عراقيها به خاك ما حمله كردند؛ به مرز ما نفوذ و تجاوز كردند. ما به بنى صدر مى گفتيم: رئيس جمهور! شما چه خبر داريد؟ مى گويند عراقيها حمله كردند؛ مى گفت دروغ مى گويند؛ اين سپاه براى اينكه خودش امكانات دست و پا كند، اين حرفها را مى زند! آنها را متهم مى كردند. بعد هم به دهلران رفت - كه هنوز آن وقت دهلران را نگرفته بودند - ايستاد و مصاحبه كرد؛ گفت: من الان در دهلرانم؛ مى گويند عراقيها آمده اند؛ عراقيها كجايند؟! از دهلران بيرون آمد و دو ساعت بعد دهلران به وسيله ى عراقيها تصرف شد. نمى شود كه واقعيات را با چشم روى هم گذاشتن انكار كرد." (امام خامنه ای، دیدار با دانشگاهیان سمنان، ۱۳۸۵/۰۸/۱۸)